

ღلينكدوني عشقღ | درد دلمو نوشتم باز در ساعت5 بعد از ظهر توسط: عاشق تنها

سلام عرض می کنم خدمت دوستانی که تا کنون با فارال همراه بودند و با نظرات سازنده در پیشرفت هر چه بیشتر وبلاگ کمک کردند.
من به مدت یک هفته نمی تونم وبلاگو بروز کنم
چه کنم ، امام رضا طلبیده دارم می رم شمال! ![]()
نه ، شوخی کردم ، یکی دو روز می رم شمال بعد می رم مشهد.
بابا پوسیدم تو این خونه!
خلاصه بگم ؛ یه هفته از دستم راحتید!!!
ولی قول می دم وقتی از سفر برگشتم دوباره به کارم ادامه بدم و هر روز خبرهای بروز دنیا رو در اختیارتون قرار بدم.
جمعه برمی گردم.
راستی، نظر رو واسه این مطلب غیر فعال کردم. هر کس کاری داشت تو نظرات مطلب قبلی بذاره!
خدانگهدار
دختری که با مخالفت خانواده اش برای ازدواج رو به رو شده بود از خانه گریخت و به عقد موقت
پسر مورد علاقه اش درآمد.
شامگاه 4 مرداد امسال، مردی پریشان به اداره آگاهی مرکز رفت و اعلام کرد دختر 17 ساله ام سعیده که برای رفتن به کلاس تقویتی از خانه خارج شده بود، هنوز بازنگشته است و احتمال می دهم قربانی آدم ربایی شده باشد. تحقیات پلیس اما نشان داد، دختر تهرانی از یکسال پیش به پسری به نام آرش دلبسته است و چون با مخالفت پدرش در ازدواج آنان رو به رو شده بعید نیست فرار کرده باشد.
در این میان سعیده با خانه اش تماس گرفت و گفت: من و آرش صیغه شده و به مشهد رفته ایم. بدین ترتیب دختر و پسر عاشق پیشه بعد از دو هفته در تهران ردیابی و دستگیر شدند.
سعیده امروز در حضور سبحانی فر- دادیار شعبه 4 دادسرای جنایی تهران- پدرش را که مخالف ازدواج وی بود مقصر اصلی فرارش خواند و افزود: آرش در این جریان هیچ نقشی نداشته است و به میل خودم همراهش رفتم.
دادیار سبحانی فر، در زمینه این پرونده به ایسکانیوز گفت: با توجه به بالا رفتن آمار فرار دختران و پسران طی یک ماه گذشته، به نظر می رسد سریال تلویزیونی نرگس اثر منفی روی افکار جوانان داشته است. وی افزود: ای کاش مسوولان پیش از تولید و پخش این گونه سریال ها از نظرات کارشناسان خبره استفاده می کردند.
این مقام قضایی که سعید و آرش را برای زندگی مشترکشان آزاد کرد ادامه داد: چنانچه پدر بدون دلیل قانع کننده، مانع ازدواج دختر یا پسرش شود بهترین راه چاره شکایت به دادگاه است نه فرار از خانه.
. تو این پست یه بازی فلش براتون میزارم . یه چند لحظه صبر کنید تا کاملا لود بشه . بعد شروع کنید و تا می تونید ماتراتزی رو بزنید . خداییش عجب کله ای زد زیدان ...
ترانه هفته هفتم "دریایی"
این پست همیشه در اول وبلاگ میباشد
در نظر سنجی شرکت کنید 
لحظه دیدار نزدیک است .
باز من دیوانه ام ، مستم .
باز میلرزد ، دلم ، دستم .
باز گوئی در جهان دیگری هستم .
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ !
های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست !
و آبرویم را نریزی ، دل !
- ای نخورده مست –
لحظه دیدار نزدیک است
جدایی