
چند ساله ديگه بايد بشينم پرپرشدن عمروببينم
چندساله ديگه بايد تودنياروزهابگذرند يارونبينم
عمرمونده باقي بايدبشه تلافي درعالم مستي درخدمت ساقي
ღلينكدوني عشقღ | درد دلمو نوشتم باز در ساعت9 بعد از ظهر توسط: عاشق تنها

چند ساله ديگه بايد بشينم پرپرشدن عمروببينم
چندساله ديگه بايد تودنياروزهابگذرند يارونبينم
عمرمونده باقي بايدبشه تلافي درعالم مستي درخدمت ساقي

خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي.
خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدی تو هم زهر جدایی را به تلخی می چشیدی اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی پشیمون می شدی ازاینکه عشق آفریدی.

پای ثانیه ها را شکستم تا از وقتی تو رفتی دیگر حرکت نکنند.
اما آنها روی دستهایشان راه رفتند.
زدم و دستهایشان را شکستم اما آنها سینه خیز راه افتادند.
کار را تمام کردم و همه ی ثانیه ها را کشتم...اما لحظه های نو
متولد شدند.
حالا میدانم که جلوی گذر زمان را نمیتوان گرفت.
میخواهم بگویم یا خودت برگرد یا لا اقل از من انتظار نداشته باش
با وجود گذشت زمان تو را از یاد نبرم...زمان میگذرد...میگذرد...
دل ِ گرفته ام ببين... اين همه غصه ام ببين
حال من خسته ي
دل شكسته را ببين
خسته شده دل من
از غم دوري تو ...بيا بشين كنارم
اشك چشام و ببيندست نوازش بكش
به روي شونه ي منبيا خودت پاك بكن
اشك و زگونه ي منبوسم كن و نگام كن
منو تو بي قرار كنصداتو،تو رها كن
فقط، منو صدا كن...بذار بدونم امشب
كه خيلي دوسم دارينذار دلم بگيره
بگم كه بي وفاييدست و بذار تو دستم
تا حس كنم كه هستمنگاه بكن به چشمام
تا اونارو نبستمبذار كه پرواز كنم
تو آسمون چشماتزنده بكن دوباره
منو با اون نفسهاتآفتاب را به تو نميدهم تا خرده خرده بشکاني اش و از ان هزار ستاره بسازي.
ماه را به تو نمي دهم تا بخاطر کوه نور درياي مرواريد را انکار کني.
ستاره ها را به تو نميدهم تا بگويي خوشا شب هاي بي مهتاب.
آسمان رابه تو مي دهم تا نداني که چه بايد کرد؟
عشق يعني سالهاي عمرسخت
عشق يعني زهر شيرين بخت تلخ
عشق يعني خواستن له له زدن
عشق يعني سوختن پر پر زدن
عشق يعني جام لبريز از شراب
عشق يعني تشنگي يعني سراب
عشق يعني لايق مريم شدن
عشق يعني با خدا همدم شدن
عشق يعني لحظه هاي بي قرار
عشق يعني صبر يعني انتظار
عشق يعني از سپيده تا سحر
عشق يعني پا نهادن در خطر
عشق يعني لحظه ي ديدار يار
عشق يعني دست در دست نگار
عشق يعني ارزو يعني اميد
عشق يعني روشني يعني سپيد
عشق يعني غوطه خوردن وبين مج
عشق يعني رد شدن از مرز
نه ميتونم ببينمت
نه طاقت دارم نبينمت
بدجوری عاشقت شدم ٬ دلم برات پر ميزنه
منتها نيستی و دلم ٬ برای پيدا کردنت شبا ٬ به هر کجا سر ميزنه
فدای مهربونيات
فدای اون خنديدنت
خودت بگو چيکار کنم تا ديگه تنها نمونم
اگه بهم بگی آره
ديگه دلم غم نداره
يادته گفتی هر چی عاشقه از عشق تو کم مياره ؟
تنها دليل زندگی
کاشکی فقط بگی آره

كاش مرا مي فهميدي
آن زمان كه عاشقانه
برايت غزل غزل گريه مي كردم
گفتي محبت كن برو
گفتم خداحافظ ولي
رفتم كه باورت بشه
دارم محبت مي كنم