چهارشنبه 1386/07/25
بي تو هر شب اشك من از ديده مي بارد
در سكوتي تلخ
دست سردم
گرمي دست تو را احساس مي دارد
در حباب اشك
ديدگانم لحظه ديدار مي بيند
آتشين لبهايم
از باغ لبانت بوسه مي چيند
مژه بر هم مي زنم ، افسوس
بار ديگر خواب مي بينم
بر حرير آرزوها
مي نويسم :
عشق من برگرد
بي تو از دنيا گريزانم
بي تو از اندوه می ميرم
ღلينكدوني عشقღ | درد دلمو نوشتم باز در ساعت9 بعد از ظهر توسط: عاشق تنها
جمعه 1386/07/20
يار عشق
خدا كند تسكين يابد اين غم ديرينه
آرام شود قلب پردرد آينه
شب وروز در نمازم تا كه شايد
ببينم آن سپيده آدينه
خداكند باران ببارد تاسحرگاهان
خاموش شودآن آتش كينه
كينه من وسنگ وگنجشك
سالها نهفته دراين سينه
****
سروده اند آن نغمه هاي عاشقانه
با دل گنجشك پردرد وكينه
بارها شكسته ام بال هاي كوچكش را
اكنون شرمنده ام از يار آيينه
باشكستن دل او وآيينه
كوچ كرده بهار پرگل وسبزينه...
برگرد همدم شبم تاسحرم
چرا بسته اي بار سفر؟
بي تو گلستانم شود كوير
برگرد واز ويرانه قلبم گذر
رحم كن به چشمان بارانيم
بي تولحظه هايم مملو از خطرند
خطر تنها شدن در ويرانه ها
منتظر خواهم ماند تا سحر
من با بي كسي رفيقم
سالها با او كرده ام سر
****
ولي نيامدي؟
نيامدي وخشكيده باغم
خداحافظ يار سحرم
ღلينكدوني عشقღ | درد دلمو نوشتم باز در ساعت1 بعد از ظهر توسط: عاشق تنها
یکشنبه 1386/07/15
تو عشق من بودي و من عروسك
اي بي وفا عشق جديد مبارك
یادت هست كه گفتیم نشيم از هم جدا
حالا تو رفتي و من تنها شدم با غصه ها
زدي شكستي قلبم و حالا مي خواي بري كجا
خجالتم خوب چيزي خوبه بترسي از خدا
****
به عشق من نارو زدي
ميخواي بري با ديگري

الهي كه شفا پيدا كني تو ... واسه دردات دوا پيدا كني تو
تو اين دنيا كه بي وفاي رسم رفيقه با وفا پيدا كني تو
عمرآ تموم دنيا رو بگردي مثله من عاشقي پيدا كني تو
نرو افسانه من ناتمومه بدون اگه بري كارم تمومه
بهت گفتم بيا دنياي من باش كنارت حتي مردن آرزومه
شنيدم تو دلت انگار مي گفتي كه عاشقي كجاست وفا كدومه
.....................................................
منم تو شهر غم زندوني تو ... غم و غصه دل ارزني تو
نگو دوست دارم به يه قريبه ... ميشه اون مثله من زندوني تو
رسيده اون شبي كه تو مي خواستي ... چقدر اخر مهموني تو

تو كه مي دونستي من طاقت دوري تو ندارم
مي تونستم وقت گريه سر رو شونهات بزارم
چرا رفتي چرا رفتي ...!
دلم تنگه ديدنت داد ميزنه تو سينه
همش بهونه ميگره ميخواد تو رو ببينه
دلم تنگه ديدنت داد ميزنه تو سينه
همش بهونه ميگره ميخواد تو رو ببينه
بي تو شبهام پر از غمه
پر از سكوت و ماتمه
دلم ميخوام يه روز بيايي نگات كنم يه عالمه
بگم دوست دارم ولي هرچي بگم بازم كمه
دلم تنگه ديدنت داد ميزنه تو سينه
همش بهونه ميگره ميخواد تو رو ببينه
ღلينكدوني عشقღ | درد دلمو نوشتم باز در ساعت10 بعد از ظهر توسط: عاشق تنها
شنبه 1386/07/07
پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت
بيـچــاره از اين عــشـــق سوخــتـن آمـــوخــت
فـــرق مـنـو پـــــروانـــــــه در ايـن اســـــــــت
پــروانه پرش سوخــت ولي من جــگرم سوخت

دنیای من، چشمای من، این عمر من، این دل من می سوزه
گریه نکن دروغ میگی می دونم این چند روزه
تو هم مثل همه میری و منو تنها میذاری
عاشق نبودی میدونم عشقتو هر جا میذاری
برو برو هر جا بگو که یار من دیوونه بود
عاشق نبودی میدونم بودن من بهونه بود
اما باز هم این دل من عاشقشه اونو می خواد
بود و من جای خالیش اگه بره دیگه نیاد
برو برو هر جا بگو که یار من دیوونه بود
عاشق نبودی میدونم بودن من بهونه بود

ღلينكدوني عشقღ | درد دلمو نوشتم باز در ساعت9 بعد از ظهر توسط: عاشق تنها