تبليغاتX
عشق
عشق
دوشنبه 1386/08/21


                    

من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام

عشق به آزادی سختی جان دادن را بر من هموار می سازد

عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است

آزادی معبود من است

به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است

هر دردی بی درد است

هر زندانی رهایی است

هر جهادی آسودگی است

هر مرگی حیات است

مرا اینچنین پرورده اند من اینچنینم

پس چرا از فردا می ترسم

 من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم!

 

او را از من گرفتند بی آن که بدانند با من چه می کنند

گناهی بر آنان نیست مقصر منم.

سر راهم سبز شدند و آسان بردندش

گناهی بر آنان نیست مقصر منم.

کسی او را نگرفت خودم دادمش.........چه آسان و ساده

مقصر منم.

او را از دست دادم و به بیهودگی رسیدم...در تاریک ترین لحظه ها به روشنایی اش دادم و در تنها ترین اوقات به آنها سپردمش.

سکوتم از دستم رفت و گناه از دست رفتنش بر من است

آری مقصر منم.




ღلينكدوني عشقღ | درد دلمو نوشتم باز در ساعت10 بعد از ظهر توسط: عاشق تنها
چهارشنبه 1386/08/09



TinyPic image

 دلم گرفته از ادمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن،از ادمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون ماله تو نیستن،از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی افتاب میشه همه چیز یادشون میره!

محبت را از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمیدارد .

یک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!! فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!! به فرشته گفتم: معشوق مرا بوسیدی؟! فرشته گفت: نه نشد !! به فرشته گفتم:چرا؟!فرشته مهربون گفت:دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن

عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش مي مونه . پس سعي کن تا وقتي که جراتش رو پيدا نکردي هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدي سعي کن طاقتش رو داشته باشي که تو دستهات نگهش داري

دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجوت بغلش کنی




ღلينكدوني عشقღ | درد دلمو نوشتم باز در ساعت8 بعد از ظهر توسط: عاشق تنها
چهارشنبه 1386/08/09


 

 

 


تولد

تفکر

علاقه

پیدایش

شناخت

تفکر

سوال

شناخت

تفکر

عشق

عاشق

معشوق

تنفس

ضربان

مسیر

اختشاش

درآمیختن

میل

ضربان

کشش

امید

شور و اشتیاق

تصویر

ترس

تنبیه

تحقق

تضمین

خاطره


زمانیکه نمی دانی یک تولد ، یک خاطره را رقم می زند

مرگ نگاهت ، سقوط علاقه را در بر دارد

تحقق پیدایش ، تنفر شناخت را می سازد

و تفکرت از هم کسسته می شود

و ......

آیا باز هم نشانه ای از عشق در تو می ماند؟



اما با همهُ این تفاسیر من هنوز که هنوز است

وظیفه ام را که بر من تمام شده می نوازم....

عاشق می مانم تا ...

در آرزوی شیرین بوسه ای از لبانش

و جرعه ای از شراب وجودش

آرام گیرم........

این است معجزهُ قرن ها تکامل




ღلينكدوني عشقღ | درد دلمو نوشتم باز در ساعت8 بعد از ظهر توسط: عاشق تنها

JavaScript Codes


www.hooseinkod.blogfa.com


مرجع اصلي كدهاي جاوا