جمعه 1386/07/20
يار عشق
خدا كند تسكين يابد اين غم ديرينه
آرام شود قلب پردرد آينه
شب وروز در نمازم تا كه شايد
ببينم آن سپيده آدينه
خداكند باران ببارد تاسحرگاهان
خاموش شودآن آتش كينه
كينه من وسنگ وگنجشك
سالها نهفته دراين سينه
****
سروده اند آن نغمه هاي عاشقانه
با دل گنجشك پردرد وكينه
بارها شكسته ام بال هاي كوچكش را
اكنون شرمنده ام از يار آيينه
باشكستن دل او وآيينه
كوچ كرده بهار پرگل وسبزينه...
برگرد همدم شبم تاسحرم
چرا بسته اي بار سفر؟
بي تو گلستانم شود كوير
برگرد واز ويرانه قلبم گذر
رحم كن به چشمان بارانيم
بي تولحظه هايم مملو از خطرند
خطر تنها شدن در ويرانه ها
منتظر خواهم ماند تا سحر
من با بي كسي رفيقم
سالها با او كرده ام سر
****
ولي نيامدي؟
نيامدي وخشكيده باغم
خداحافظ يار سحرم
ღلينكدوني عشقღ | درد دلمو نوشتم باز در ساعت1 بعد از ظهر توسط: عاشق تنها

